نمىخواهم تا مرا متّهم كنيد كه اين ادّعاى من از جانب خدا نيست .
إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ
اجر من همين بس كه هر كه بخواهد راه پروردگار خود پيش گيرد به سعادت مىرسد ، مقصود ربّ و پروردگار او در ولايت يا پروردگار مطلق است .
سَبِيلًا
يعنى هر راهى كه باشد .
بدان كه شأن رسالت جز انذار چيزى نيست ، انذار از ايستادن در محلّ درّندگى نفس و ترساندن از هول و هراس وقوف و ايستادن در مشتهيات نفسى كه موجب دخول در آتش با كفّار است .
چنانچه به طريق حصر فرمود :
« إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ »
و نيز بدان كه مقصود از قبول رسالت و بيعت اسلامى جز اهتدا و راه يافتن به ايمان كه طريق الى اللّه است چيزى نيست و دانستى كه اين مطلب حاصل نمىشود ؛ مگر با قبول ولايت و بيعت ايمانى ، پس اسلام در حقيقت مقدّمهى ايمان و دلالت بر طريق الى اللّه است .
بنابراين مقصود رسول از تبليغش جز ايمان مؤمن نمىتواند باشد ، نه اسلام مسلم مگر از باب مقدّمه .
و نيز مؤمن با شأن ايمانش از اظلال و سايههاى رسول صلّى اللّه عليه و آله و اجزاى او از جهت ولايت مىشود و لذا صحيح است كه رسول صلّى اللّه عليه و آله بگويد : من در مقابل رنجهاى رسالتم چيزى طلب