مانند درختان و سنگها و ستارگان و بتها و جن و شياطين و هواها و خواستهها و رؤساى گمراهىها .
وَ كانَ الْكافِرُ
جملهى « و كان الكافر » عطف در معناى اضراب و استدراك است ، گويا كه گفته است : « بل كانوا » و ليكن اسم ظاهر به جاى ضمير آورده تا تصريح به ذمّ و سرزنش آنان به كفر باشد ، ضمن اين كه تعليل حكم نيز مىباشد .
و مقصود از كافر يكى از صنفهايى است كه ذكر شده ، زيرا همهى آنان اصناف
عَلى رَبِّهِ ظَهِيراً
بر پروردگارشان پشت مىكنند .
زيرا پروردگار كافر ظاهر نمىشود مگر با فطرت انسانى كه همان ولايت تكوينى يا لطيفهى عقلانى است و آن فطرت مظهر ربّ در ولايت و مظهر ربّ مطلق است .
و كافر به هر معنا كه باشد ستركننده و پنهانكنندهى آن لطيفه است و هر كس كه آن لطيفه را پنهان كرده و بپوشاند آن را به پشت سرش انداخته و كمك به شيطان كرده است كه آن فطرت و لطيفه را در همهى كارهايش تضعيف نمايد اعم از آنكه آن كارها به صورت عبادات باشد يا نباشد .
زيرا كه ساتر آن لطيفه در كارهايش متوجّه غير آن مىشود ، هر فعلى كه از او صادر شود خروج از قوّه به فعليّت است و خروج از قوّه به فعليّت اگر با توجّه به آن ( لطيفه ) نباشد ؛ صاحب آن با آن