تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
دريا حاجز و مانع گذاشت ، اين معنا بر حسب تنزيل است . و امّا بر حسب تأويل حاجز از عالمى است غير از آن دو عالم و از چيزى است غير از دو دريا .
وَ حِجْراً
لفظ « حجر » با حركات سه‌گانه به معناى منع است كه در مانع و حرام نيز استعمال مىشود .
مَحْجُوراً
اين لفظ براى تأكيد « حجر » است مانند « ظلّ ظليل » . بعضى گفته‌اند : آن مانند آب دجله است كه داخل دريا مىشود و دريا را مىشكافد ، هيچ‌كدام طعم ديگرى را تغيير نمىدهد . و بعضى گفته‌اند : آن مانند نهرهاى بزرگ است كه خداوند بين آن نهرها و بين درياهاى بزرگ برزخى از زمين قرار داده كه مانع از اختلاط آبهاست . يا مقصود از دو دريا درياى فاعليّت است كه عين ذات فاعل است ، درياى قابليّت كه عين ذات قابل و مقصود از برزخ صورتهايى است كه به وجهى از جهت قابل منطبع مىشود و به وجهى از جهت فاعل ، آن برزخ است كه مانع از اختلاط فاعليّت به قابليّت و آلوده شدن فاعليّت با قابليّت مىشود و از نابودى و هلاك قابليّت به سبب فاعليّت جلوگيرى مىكند . يا مقصود دو درياى عالم ارواح مجرّد صرف و عالم اجسام
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 479 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى