بعضى از آنچه را كه آفريديم .
أَنْعاماً
از چهارپايان لفظ « أنعاما » مفعول « نسقيه » و « ممّا خلقنا » حال مقدّم است ، يا « ممّا خلقنا » مفعول « نسقيه » بنابراين كه « من » تبعيض اسم يا جانشين اسم باشد و لفظ « انعاما » بدل يا حال از « من » است .
وَ أَناسِيَّ
و انسانها لفظ « أناسىّ » جمع « انسىّ » به معناى انسان است ، يا جمع انسان است كه نون آن ساقط شده و عوض از آن يا آورده شده ، يا نون تبديل به ياء شده است .
كَثِيراً
لفظ « كثير » براى جمع گاهى به صورت مفرد و گاهى مطابق موصوف آورده مىشود و لفظ « انعام » به صورت نكره آورده شد و خصوص انعام را از بين حيوانات ذكر نمود .
زيرا كه خيلى از حيوانات از نهرها آب مىخورند ، خيلى از حيوانات از آب غنى و بىنيازند و بعضى از حيوانات آب را در مسافتهاى دور طلب مىكنند ؛ و لفظ « اناسىّ » نيز به همين جهت به صورت نكره آمده است .
احياى زمين و آب خوردن حيوانات را بر آب خوردن و سيراب شدن انسان مقدّم انداخت ، چون احياى زمين و آبنوشى حيوانات جز به خاطر انسان نيست ، عمدهى منافع انسان و اسباب زندگى و تعيّش او منوط به آن دو است ، پس اهميّت دادن به آن دو در مقام شمارش نعمتها بيشتر از آب خوردن و سيراب گشتن انسان است .