تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
وَ لَوْ شِئْنا لَبَعَثْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيراً
و اگر ما مىخواستيم در هر قريه يك نذير ( ترساننده از بديها و نافرمانيها ) مبعوث مىكرديم و ليكن ما چنين نخواستيم ، چون در خور حكمت ما نبود . زيرا كه توحيد رسول صلّى اللّه عليه و آله و يكى بودن آن بزرگداشت شأن رسول و توحيد جهت توجّه خلق است و در اين توحيد اصلاح و تكميل آنان محقّق مىشود .
فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ
پس از كافرين ( به خدا يا به تو يا به ولايت در اراده ) و هواهاى آنان اطاعت نكن .
وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبِيراً
به علّت بىتوجّهى به قرآن يا ترك اطاعت‌شان يا به سبب ناپذيرايى على عليه السّلام ، با آنان جهاد كن ، آن هم جهادى بزرگ .
وَ هُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ
او خدايى است كه دو دريا شيرين و تلخ را رها كرد و آزاد گذاشت و با هم درآميخت .
هذا عَذْبٌ فُراتٌ
يكى را به نهايت شيرينى قرار داد ، چه خوردنى و نوشيدنى عذب عبارت از گوارايى آن دو است و « فرات » يعنى آخرين حدّ شيرينى و گوارا بودن است .
وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ
و آن ديگرى بىنهايت شور ، زيرا ملح يعنى شور كه ضدّ شيرينى است و اجاج آخرين حدّ شورى است .
وَ جَعَلَ بَيْنَهُما بَرْزَخاً
و از قدرت خويش بين آن دو