ماءً طَهُوراً
چون آب خودش طاهر است ، غير خودش را از آلودگيها ناپاكيها پاك و طاهر مىكند و لفظ « طهور » كه مبالغهء در « طاهر » است آورد .
و مبالغهء در طهارت آن است كه چيزى از شدّت طهارتش موجب طهارت و پاكى مجاور خودش گردد و توصيف جنس آب به لفظ « طهور » دلالت مىكند بر اين كه آب مادامىكه از حدّ اطلاق اين اسم خارج نشود .
و مضاف و مغلوب وصف غير خودش نگردد اين وصف طهور از آن سلب نمىشود ، آب كم باشد يا زياد ، بر متنجّس وارد شود يا متنجّس بر آن وارد شود ، يا غساله با آن ملاقات كند يا غير غساله ، چنانچه بعضى از فقها ( رضوان اللّه عليهم ) به اين مطلب فتوى دادهاند و ليكن احتياط طريق رشاد است ، مخصوصا در شهرهايى كه آب در آنان زياد است و منجرّ به عسرت ، سختى ، تبذير و اسراف گردد .
لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً
كه با آن باران سرزمين مرده را زنده گردانيم مرگ شهرها و بلادها به اين است كه رگهاى زمين و دانههايش از هيجان و حركت و نموّ بازايستند ، فعاليت حياتى و تخمير و آبرسانى و غيره انجام نشود چه حيات و زنده شدن شهرها به هيجان و روييدن و نموّ است .
وَ نُسْقِيَهُ
و با آب طهور سيراب سازيم
مِمَّا خَلَقْنا