همهى موجودات از ابتداى خلقتشان كه همان گستردن سايه است هميشه در حال خروج از قوّه به فعليّتهاست و در حال طرح نقايص و اعدام .
اين خروج و طرح همان قبض پروردگار است كه آنان را به سوى خودش به هم آورد و لفظ « يسير » اشاره به تدريج در قبض است .
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِباساً
اين جمله عطف
« أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ »
است به اعتبار معنا ، چه اين جمله به معناى اين است : « هو الّذى مدّ الظلّ » او است كه سايه را گسترانيد .
و مقصود از لباس جامه است ، زيرا كه تاريكى شب كه اشخاص را از نظرها مىپوشاند شبيه به لباسى است كه بدن را از نظرها مىپوشاند ، يا مقصود اختلاط است ، كه شب سبب اختلاط قوا و آثار آنان است ، يا مقصود اجتماع در مقابل انتشار در روز است ، كه شب وقت اجتماع اشخاص در خانهها و اجتماع قوا و ارواح در باطن است .
وَ النَّوْمَ سُباتاً
يعنى خواب را سبب قطع از دنيا و كارهاى آن ، يا سبب راحتى يا نوم قرار داده است .
وَ جَعَلَ النَّهارَ نُشُوراً
و روز را سبب نشر و انتشار قرار داد ، و چون مقام مقام امتنان و منّت گذاردن به تعداد نعمتها و