نقل از مقامى نيست .
و ممكن است مقصود پروردگار مطلق تو باشد ، و گستردن سايه از جانب او عبارت از وسعت و گستردگى مفعولات و كارهاى انجامشدهى او و كثرت مقدورات او ، منتهى شدن آن سايه به ملكوت سفلى و عالم جنّ و شياطين باشد ، يا مقصود از سايه كسى باشد كه از انانيّتش خارج شده و با حيات دادن خدا زنده گشته و به سبب بقاى خدا باقى مانده است ، آنان انبيا و اوليا هستند ، كه آنان نسبت به خدا مانند سايه نسبت به شاخص هستند از آن جهت كه انانيّت و استقلال و بقايى از خودشان ندارند .
چنانچه گفته شده :
سايهى يزدان بود بندهى خدا * مردهى اين عالم و زندهى خدا
كيف مدّ الظلّ نقش اولياست * كاو دليل نور خورشيد خداست
دامن او گير زوتر بىگمان * تا رهى از آفت آخر زمان
اندر اين وادى مرو بىاين دليل * لا احبّ الآفلين گو چون خليل
كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ
بعضى طبق ظاهر تنزيل چنين معنا كردهاند : آيا به كار پروردگارت نگاه نمىكنى ؟ بعضى گفتهاند : آيا