تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
همانند و مثل و شركاء در معبوديّت باشند .
ما كانَ يَنْبَغِي لَنا
شايسته نبود بر عبادت‌كنندگان و بر ما كه جز تو براى خود ولىّ بگيريم ، و ممكن است فقط معبودها مقصود باشند .
أَنْ نَتَّخِذَ
لفظ « نتّخذ » با نون به صورت معلوم و مجهول خوانده شده است .
مِنْ دُونِكَ مِنْ أَوْلِياءَ
بدون اذن تو ولى بگيريم ، يا حال است از « أولياء » و لفظ « من » براى تبعيض است .
وَ لكِنْ مَتَّعْتَهُمْ
و لكن آنان را از خواسته‌هاى دنيوى بهره‌مند ساختى و آنان به دنيا مشغول شدند و از آخرت روىگردان گشتند .
وَ آباءَهُمْ
هيچ وقت در تنگى و مضيقه نبودند ، نه در وقتى كه در خودشان مستقلّ بودند ، نه در وقتى كه عيال غير خودشان بودند ، پس هيچ وقت مضطرّ نبودند تا متذكّر آخرت شوند ، و آخرت در ياد آنان باشد .
حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ
ذكر بر كتابهاى آسمانى و شرايع الهى و بر رسالت و ولايت ، بر انبيا و اوصياى آنان عليهم السّلام ، و بر ولايت تكوينى كه آن فطرت خداست كه مردم را بر آن فطرت آفريده و بر جهتى كه به سبب آن خدا به ياد انسان مىافتد ، اطلاق مىشود .
وَ كانُوا قَوْماً بُوراً
و آنان در عالم ذرّ يا در اصل فطرتشان قومى هلاك شده و تباه بودند يا چنين شدند و لفظ
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 430 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى