بدين معنا كه فاعل در كلّ خداست و واسطههاى به منزلهى آلات هستند ، مانند قلم و دست و نيروى محرّك و قوّهى شوق و اراده براى نفس پس هرگاه كسى به افعال بندگان نظر نمايد ، توجّه مىكند كه آن افعال از بندگان صادر شده است ، لكن اگر به اين مطلب توجّه داشته باشد كه بندگان خدا تحت تسخير و فرمان نفوس خويش هستند و نفوس آنان تحت تسخير ارادهى افعال است و ارادهى افعال از غير آنان به سوى آنان نازل شده است مىفهمند كه همهى افعال بر حسب سينهها به كسى بازمىگردد كه ارادههاى بندگان تحت تسخير و فرمان او و او جز خدا كسى نيست .
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحاباً
اين جمله مستأنفه و در مقام تعليل
« لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ »
يا
« إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ »
يا تعليل براى مجموع و خطاب به محمّد صلّى اللّه عليه و آله است ، چون او است كه مثل اين مطالب را مىبيند ، نه كسى كه از مشاهدهى فعل حقّ در افعال عباد و طبايع محجوب است .
و ممكن است خطاب به هر كسى باشد كه رؤيت و ديدن از او ممكن است ، يا خطاب راى هر بيننده است كه هر بينندهاى شايسته است چنين باشد .
بنا بر احتمال اوّل و دوّم استفهام براى تعزير ، بنا بر احتمال سوّم براى توبيخ است و « ازجاء » به معناى سوق دادن و راندن است .