جميع احوال و جميع افعال در تسبيح پروردگار و تسبيح براى پروردگار هستند .
زيرا كه همهى ذرّات به طور مستمرّ و دايم در استكمال فطرى مىباشند ، و اين كمالجويى و استكمال تنزيه لطيفهاى است كه عبارت از اسم ربّ و آينهى او است ، كه آن تنزيه از نشانه و برچسب نقصان و حجابهاى قوا و خارج كردن آن لطيفه از قوا به فعليّتهاست .
و اين تسبيح كاملتر و تمامتر از تسبيح زبانى اختيارى است كه بيشتر اوقات آميخته با اغراض نفسانى و آلوده كردن آن لطيفه مىباشد ، كه اين در حقيقت ترك تسبيح و ضدّ آن است .
مكرّر اين مطلب گذشت كه مقصود از تسبيح ربّ خواه فعل تسبيح بدون واسطه به « ربّ » يا اسم ربّ متعدّى شود ، يا به واسطه باء يا لام زايده تقويت شود ، و يا لام تعليل متعدّى گردد عبارت است از تنزيه آن لطيفه از شايبهى قوّه و استعداد ، كه آن لطيفه مرتبهى نازلهى ربّ و اسم او است ، و تنزيه آن لطيفه جز تنزيه به ربّ نيست و با تنزيه آن لطيفه تنزيه ربّ محقّق مىشود .
پس همهى كسانى كه در آسمانها هستند خدا را تسبيح مىگويند و به خاطر خدا تسبيح مىگويند ، مقصود جميع موجودات آسمانها و زمين است
وَ الطَّيْرُ
، و ذكر كردن پرنده بعد از