و لفظ « فى زجاجة » خبر « المصباح » يا حال از آن است .
و «
الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ
» صفت زجاجة ، يا صفت مصباح ، يا صفت مشكات ، يا حال از هر دو است ، و عايد مانند جملهى «
الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ
» است ، يا مستأنفه يا معترضه است .
و «
كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ
» خبر « الزجاجة » يا حال از آن است و «
يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ
» صفت « كوكب » يا حال از آن ، يا خبر بعد از براى « اللّه » يا خبر نخستين آن ، يا حال از آن ، يا حال از « نور السّماوات » يا مستأنفه يا معترضه است ، و وفق دادن و تطبيق نمودن تذكير و تأنيث با آنچه به آن حمل مىشود ، يا به آن توصيف مىگردد موكول به تفطّن « 1 » ناظر خبير است .
و «
يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ
» صفت « شجره » يا حال از آن يا مستأنفه يا معترضه است و وجوه اعراب «
نُورٌ عَلى نُورٍ
» گذشت .
وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ
يعنى خداوند به راه مقصود مردم را مىرساند ، يا هر كسى را كه بخواهد به سوى مقصود مىبرد ، و مثلها را مىزند براى همهى مردم جهت آگاهى بر طريق مقصود تا هر كس كه بخواهد هدايت يابد ، و هر كس بخواهد گمراه شود گمراه شود ، و هر كسى زنده گردد و حيات پيدا كند از روى بيّنه باشد ، و هر كس به هلاكت مىرسد نيز از روى بيّنه باشد .
هامش
( 1 ) ( ت . ف . ط ) به فطانت درك كردن ، با زيركى به مطلبى پى بردن .