زيرا مساجد صورى جائز است بلندتر از ساير خانهها باشند ، و جائز نيست خانهها از آن بلندتر باشد ، و در مورد مساجد حقيقى خداوند اجازه داده بلندتر از همهى موجودات باشند ، اذن تكوينى و ارتفاع تكوينى و اذن تكليفى و ارتفاع تكليفى .
يُسَبِّحُ
لفظ « يسبّح » به صورت مجهول و معلوم با ياء تحتانى و با تاء فوقانى خوانده شده ، اگر به صورت مجهول و با ياء تحتانى خوانده شود مرفوع و نايب فاعل آن يكى از ظروف سهگانه است كه مىآيد ، اگر با تاء فوقانى باشد مرفوع آن « سبحة » است كه از فعل استفاده مىشود و اگر به صورت معلوم خوانده شود مرفوع آن « رجال » است و مؤنّث آمدن فعل به اعتبار صورت جمع مكسّر است .
لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ
جملهى
« يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ »
حاليّه يا مستأنفه است و لفظ « غدوّ » مصدر است به معناى اوقات صبح استعمال شده و لذا « غدوّ » مفرد در مقابل « آصال » جمع قرار گرفته نيكو شده است .
مقصود از تسبيح تنزيه لطيفهى انسانى است از چيزى كه او را از سلوك الى اللّه ممانعت كند خواه بدون واسطه به « اللّه » يا به « اسم اللّه » متعدّى شود ، يا بلام متعدّى گردد ، و خواه لام براى تقويت باشد ، يا براى غايت ، چه آن لطيفه مظهر « اللّه » و اسم براى اللّه است ، و تنزيه آن لطيفه جز براى خدا نيست .
( رجال ) لفظ « رجال » فاعل « يسبّح » مذكور است اگر « يسبّح » به