از ذات بر حسب مقام غيب و مقام ذات احديّت خبرى نيست و حكمى بر او نمىباشد و خبر و حكم بر آن تنها بر حسب مقام ظهور به مراتب ظهور او است ، چنانچه به آن اشاره كرديم ، و « مشكات » روزنهاى است كه نور از آن نفوذ نمىكند .
فِيها
در مشكاتى كه نور از آن نفوذ نمىكند
مِصْباحٌ
چراغى است
الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ
در تكرار لفظ « مصباح » به صورت اسم ظاهر و معرفه بزرگداشت و برانگيختن تعجّب است كه از شأن آن است ، چنانچه نكره نكره آوردن « مصباح » اوّل مفيد تفخيم و بزرگداشت است .
الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ
لفظ « درّى » با ضمّه دال و كسرهى آن با ياء مشدّد و همزهى آخر منسوب به « درّ » است ، يا بر وزن « فعول » با تشديد عين و ضمّهى فاء ، يا بر وزن « فعّيل » با تشديد عين و ضمّه فاء يا كسرهى فاء از « درء » به معناى دفع است و به هر تقدير به معناى تلألؤ و درخشندگى است .
يُوقَدُ
لفظ « يوقد » با ياى تحتانى ، و « توقد » يعنى ، آن آبگينه چون ستارهاى درخشان است با تاى فوقانى به صورت مجهول از « أوقد » خوانده شده ( يعنى بر افروخته شد ) و « توقّد » به صورت ماضى معلوم از « توقّد » خوانده شده است .
مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ
از درخت مبارك زيتون