دو اسم هستند براى خدا ماهيّت آسمان و زمين بدون اين كه وجود با آن اعتبار شود .
بنابراين صحيح است در بيان آيه گفته شده : خداوند صاحب نور آسمانها و زمين است ، و اين معنا موافق است با آنچه كه به امير المؤمنين عليه السّلام نسبت داده شده كه « نور » را به صورت فعل ماضى از باب تفعيل خوانده است : « اللّه نور السّماوات و الأرض » اعمّ از اين كه مقصود از نور نور محسوس عرضى باشد يا وجود يا هدايت « 1 » .
و صحيح است گفته شود : خداوند روشنكنندهى آسمانها و زمين و خارجكنندهى آنان از خفا و عدم به وجود است .
و نيز صحيح است گفته شود : خداوند وجود آسمانها و زمين است اعم از اين كه مقصود از وجود آسمانها و زمين باشد .
بنابراين كه مراد از آسمانها و زمين موجوديّت آن دو باشد ، و در اضافهى نور به آن دو قيد حيثيّت اعتبار گردد يا مقصود خود وجود آن دو باشد .
زيرا خداى تعالى به اعتبار مقام ظهورش كه همان مشيّت است به وجهى قوام وجودات اشيا و فاعل و روح آنان است و به وجهى خود وجودات اشياست .
هامش
( 1 ) تفسير البيضاوى ج 2 ص 127