مشيّت از آن وجهى كه به عالمى دارد كه عالم كرسى و فيض مقدّس ناميده شده و « شجره » نيز همان مشيّت مىشود با آن وجه كه به سوى خدا دارد كه عرش و فيض اقدس ناميده شده است .
يا « شجره » مادّهى اوّل يا مطلق مادّه است ، و مشكات علام مثال يا عالم نفوس يا عالم مثال باشد مشكاة عالم طبع يا عالم مثال مىشود و زجاجه عالم نفوس و مثال يا عالم نفوس فقط .
و « شجره » مطلق عالم مشيّت يا جهت الهى يا جهت خلقى مشيّت يا مادّهى اوّل يا مطلق مادّه مىگردد .
اگر مقصود از نور نفوس باشد مشكات عالم طبع يا عالم برزخ و زجاجه عالم مثال و شجره مشيّت مىشود با همان وجوهى كه در مشيّت ذكر شد يا شجره عقول يا مادّه مىشود .
اگر مقصود از نور عالم مثال باشد مشكات عالم طبع و زجاجه عالم برزخ مىشود و مقصود از شجره ممكن است هر چيزى كه گذشت باشد ، و ممكن است مقصود از آن مادّه باشد .
اگر مراد از نور « ممثّل له » ولايت يا نبوّت يا رسالت يا اسلام ، يا ايمان ، يا روح ، يا عقل ، يا قلب ، يا نفس بشرى ، يا مثال شيخ باشد تطبيق ساير اجزا ظاهر و روشن است .
اگر مقصود از نور نبىّ صلّى اللّه عليه و آله يا ولىّ عليه السّلام يا رسول صلّى اللّه عليه و آله يا مؤمن باشد مشكات بدنهاى طبيعى آنان يا سينههاى باز شده به اسلام و
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣٤٤