« عمى » يعنى مقام كورى ( پشت به معرفت ما ) ناميده شده است .
« اللّه » تعالى در آيات به ساير مظاهر خدا از انبيا و اوليا تفسير شده است و كفر و شرك به خداى تعالى در اخبار به كفر و شرك به خلفاى خدا تفسير شده است .
و نور اسم روشنايى است ، اعم از آن كه روشنايى آفتاب باشد يا ماه يا ساير ستارگان ، و اعمّ از آن كه روشنايى آتش باشد يا چراغ يا گوهر و جواهر است يا غير آنان .
يا نور اسم شعاع روشنايى است ، يا اعمّ از آن است و « نار نورا و أنار و استنار و نور و تنوّر » همه به معناى « أضاء » روشن عودت و لازم مىباشد و لفظ « انار و نور » به صورت متعدّى نيز آمده است و نور اسم محمّد صلّى اللّه عليه و آله يا نبوّت يا رسالت يا ولايت اوست ، يا اسم علىّ عليه السّلام يا خلافت يا ولايت او است .
و گاهى بر آنچه كه اشيا را روشن سازد به صورت مطلق نور اطلاق مىشود ، چه ضياء و شعاع باشد ، يا دليل و برهان ، يا علامت و آثار ، به همين معناست كه بر كتابهاى آسمانى و خلفا و جانشينان الهى اطلاق مىشود ، گاهى بر هدايت و آنچه كه هدايت به آن محقّق مىشود اطلاق مىگردد و به اين معناى همهى كتابهاى آسمانى و رسالتها و نبوّتها و ولايتها و اقوال و افعال و احوال و اخلاق نيكو نور مىشوند ، البتّه اسما به مصاديق عرفى
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 335
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣٣٥