نام نگذاشته است ، چون خداى تعالى آن دو را در مقابل مؤمنين و قرين و همرديف مشركين قرار داده است « 1 » .
پس بنا بر آنچه كه در اخبار ذكر شده آيه نهى است در صورت اخبار ، تأكيد آن بيشتر از صورت نهى است و آن كنايه از نهى زن و مرد مؤمن از نكاح زن و مرد زناكار و مشرك است .
زيرا كه خبر دادن از زانى و زانيه به اين كه نكاح آنان منحصر در زناكار و شرك است دلالت مىكند بر اين كه عنوان زنا مقتضى انحصار نكاح زناكار در زناكار و مشرك است .
پس هر مرد و زن با عفّت كه راضى به نكاح زناكار باشد خود به منزلهى زناكار است و مرد و زن با عفّت راضى نمىشوند به منزلهى زناكار قرار بگيرند پس آنان با زناكار و مشرك نكاح نمىكنند .
و همين معنا كه به صورت كنايه مورد اشاره قرار گرفته بود به صورت تصريح در آيهى بعدى آمده و خداى تعالى فرموده :
وَ حُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
بر مرد و زن مؤمن چنين نكاحى حرام شده است و اكتفا بر مردان مؤمن كرد از باب تغليب .
و بعضى گفتهاند : معناى آيه اين است : كسى كه زناكار است جز با
هامش
( 1 ) تفسير الصافى ج 3 ص 417