تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
حدّ زد ، در چهارمى نصف حدّ جارى ساخت و پنجمى را تعزير نمود ؛ پس عمر متحيّر شد و مردم از كار على عليه السّلام تعجّب كردند ، عمر گفت : يا ابا الحسن پنج نفر در يك قضيّه پنج نوع حدّ بر آنان جارى ساختى كه هيچ يك از حدود شبيه حدّ ديگر نبود . پس امير المؤمنين على عليه السّلام فرمود : امّا اوّلى چون ذمّى ( كافرى كه در تحت حمايت مسلمانان بود و از حقوق فردى و اجتماعى برخوردار باشد ذمّى است و اگر نبود حربى است ) بود و از ذمّه‌اش خارج شد و جز شمشير حدّى نداشت ، امّا دوّمى مردى بود كه زناى محصنه انجام داد و بايد سنگسار مىشد ، سوّمى چون عزب بود و بىهمسر حدّش تازيانه بود ، چهارمى بنده و مستحقّ نصف حدّ بود ، پنجمى ديوانه بود و عقلش را از دست داده بود حدّى نداشت . و در روايت ديگرى شش نفر نقل شده و در آن آمده است كه نفر ششم را آزاد كرد ، در توجيه مطلب علىّ عليه السّلام فرمود : امّا نفر پنجم كه زنا در مورد او با شبهه انجام گرفته بود كه او را تعزير و تأديب نموديم و نفر ششم ديوانه بود و عقل نداشت و تكليف از او ساقط بود . « 1 » تفصيل دو زناكار و حكم آن در كتابهاى فقهى آمده است .
هامش
( 1 ) تفسير الصافى ج 3 ص 415 و تفسير القمى ج 2 ص 96