لَعَلَّكُمْ
تَذَكَّرُونَ
شايد شما مصالح و حكمتهاى آن احكام را ياد آورده به آنها دانا شويد : پس از اين مقدّمه به مسئله مورد خطاب پرداخته فرمود :
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي
زناكنندهى زن و مرد حكم آن دو چنين است .
يا لفظ « الزّانية » مبتدا ( فاجلدوا ) خبر آن است و داخل شدن فاء در « فاجلدوا » به تقدير « امّا » يا به توهّم آن است از باب اين كه مقام مقام تفصيل است ، يا مبتدا متضمّن معناى شرط است ، چون لفظ « الزّانية » به معناى كسى است كه زنا كرده است .
و لفظ « الزانية » و « الزّانى » هر دو با نصب خوانده شده ، براى آن دو فعل ناصب از مادّهى فعل متأخّر در تقدير گرفته شده ، يعنى از مادّهى « اجلدوا » يا از مادّهى ديگر از قبيل « اذكروا » يا « احضروا » .
و تقديم زن زناكار با اين كه مرد سزاوارتر به تقديم است ، از ان جهت است كه زنا از جانب زن قبيحتر است ، نيز شأن زن به مقتضاى فطرتش اين است كه خود را از مردان نگهدارد ، ولى اگر مرد را تمكين داد به عقاب سزاوارتر مىشود ، روى همين جهت است كه حدّ زن مساوى حدّ مرد است .
خداى تعالى فرمود :
كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ
هر كدام را يك صد تازيانه بزنيد با اين كه شأن زن در حدود اين