بنابراين معناى آيه اين است كه نظر كن به بدكار و حالات او زمان دفع بدى و مكان آن ، آن وقت به نحو احسن آن بدى را دفع كن ، در اين مورد بايد نظر به جميع چيزهايى كرد كه دفع بدى به آنها اضافه مىشود و با آنان نسبتى دارد ، خواه آن بدى و سيّئه از لشگريان و قواى خودت ، از انسانى جز تو ، يا از حيوانى غير از انسان بوده باشد .
پس بكش هر كس را كه سزاوار كشتن است ، قطع كن اعضاى كسى را كه سزاوار قطع است ، قصاص كن كسى را كه بايد قصاص شود ، بزن كسى را كه سزاوار زدن است ، با زبان ادب نما كسى را كه بايد چنين ادب بشود ، احسان كن به كسى كه شايستهى احسان است .
و مقصود از احسان در قول خداى تعالى :
فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ
كارى است كه موافق و سازگار با مرتبهى بدكار است بدون نظر به حال فاعل و بدون نظر به حال بدكار .
چنانچه ممكن است مقصود از احسان در اينجا هم همين معنا بوده باشد ، به قرينهى قول خداى تعالى :
نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَصِفُونَ
زيرا معناى اين جمله اين است كه با عذاب و مكافات متعرّض آنان نمىشويم ، چون ما به آنچه كه آنان توصيف مىكنند داناتريم .