عالم صغير ) هستند و كسانى كه در عالم كبيراند همه فاسد و تباه مىشوند ، آسمانهاى عالم كبير و زمينش فاسد و تباه مىشوند .
زيرا در اين صورت غايت و هدف آسمانها و زمين عالم كبير فاسد شده است ، غايت و هدف عبارت از صلاح و مصلحت كسانى است كه در آسمانها و زمين هستند .
بَلْ أَتَيْناهُمْ بِذِكْرِهِمْ
انكار حقّ كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله آن را آورد امر عظيمى است ، اين كفّار به جهت خروجشان از فطرت انسانيّت آن را انكار كردند ، انكار حقّ بزرگتر از خود حقّ است ، چه انكار آنان ، انكار ذكر و شرف خودشان است ، يا موعظه و پند خود را انكار كردند ، در حالى كه اين ذكر و شرف و موعظه را ما به آنان دادهايم .
سپس در اينجا اضراب و ترقّى از پايينتر به بالاترست ، مقصود از ذكر رسول ، قرآن ، شريعت ، يا سلطنت است .
فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ
پس آنان از ذكر خودشان كه ما به آنان دادهايم اعراض كردند .
أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجاً
هيچ يك از اين امور كه ذكر شد نمىتواند مانع از ذكر باشد ؛ مگر تو از آنان خرج و مزد خواستى ، كه ( اين خرج ) بر آنان سنگينى كند ؟ ! و در نتيجه رسالت تو را انكار كنند ؟ ! پس اگر هم درخواست خرج مىكردى ديگر درخواست نكن