أَ فَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ
آيا دربارهى تو و ادّعاى رسالتت انديشه نكردند ، پس در قرآن تدبّر نمىكنند يا در گفتار تو تدبير و انديشه نكردند تا بدانند كه از هواى نفسانى و امراض قلبى و اغراض دنيوى ناشى نشده است .
أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ يَأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلِينَ
يا چيزى براى آنان آمد كه براى پدران پيشينشان نيامد ، مانند كتاب و شريعت و رسول تا جايى كه نفهميدند و نشناختند و مانند او را نشنيدند آنان روى همين جهت او را انكار مىكنند .
أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ
يا رسولشان را نمىشناسند از جهت نسب و حسب و از جهت صدق و امانت از اوّل طفوليّت ، نشو و نما ؟ !
فَهُمْ لَهُ
سپس اين كفّار پيامبر را
مُنْكِرُونَ
انكار مىكنند ، نه شريعت و كتاب را ، چون شناختى به حال پيامبر ندارند .
أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ
يا مىگويند او جنون دارد ، لذا او را انكار مىكنند .
بَلْ
يعنى بلكه هيچ كدام از اينها نيست ، زيرا شريعت و رسالت و كتاب سيرهى الهى است كه از زمان آدم جريان دارد ، رسول آنان نيز به حسب و نسب ، صدق و امانت معروف بود به