كسبش حاصل شده بود تنزّل كرده و پايين آمده باشد .
مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ
به خانهى خدا ، يا به شهر مكّه استكبار مىورزيدند ، شهرت افتخار و استكبار آنان به بلد حرام و بيت حرام از ذكر قبلى آن بىنياز كرده است .
يا نسبت به قرآن استكبار مىورزيدند ، كه تلاوت آيات دلالت بر همين معنا مىكند ، يا مقصود محمد صلّى اللّه عليه و آله است كه جارى بودن او بر زبانهايشان در محافل و مجالس آنان قرينهى اين معناست .
و بنا بر دو احتمال اوّل لفظ « باء » براى سببيّت ، يا صلهى « مستكبرين » است با تضمين كلمهاى كه معناى تكذيب دهد .
ممكن است لفظ « به » متعلّق به « تهجرون » ، « باء » براى ظرفيّت باشد اگر ضمير به « بيت » يا « حرم » برگردد .
براى سببيّت يا الصاق باشد اگر ضمير به قرآن يا به محمّد صلّى اللّه عليه و آله برگردد .
سامِراً
لفظ « سامر » اسم جماعت سامرين است ، يعنى كسانى كه شب سخن بىفايده مىگويند ، يا نام محلّ سمر و افسانه است .
تَهْجُرُونَ
يعنى از محمّد صلّى اللّه عليه و آله قطع مىكنيد ، يا استهزا و مسخره مىكنيد ، يا سر مىشكنيد .
لفظ « تهجرون » با فتحهى ( ت ) ضمّهى جيم ، با ضمّهى ( ت ) و كسرهى جيم خوانده شده است .