تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
كه نجاست و سگ‌ها را خوردند .
إِذا هُمْ يَجْأَرُونَ
لفظ « جأر » بر وزن « منع » يعنى صدايش را به دعا بلند كرد و تضرّع و استغاثه نمود ، يعنى آن قحطى و بلا به حدّى رسيد كه آنان صدايشان را به دعا و ناله بلند كردند .
لا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ
در اينجا قول در تقدير است و جواب سؤال مقدّر است ، يعنى به آنان گفتيم استغاثه و فرياد نكنيد .
إِنَّكُمْ مِنَّا لا تُنْصَرُونَ
شما از طرف ما ، يا از عذاب ما يارى داده نمىشويد .
قَدْ كانَتْ آياتِي تُتْلى عَلَيْكُمْ فَكُنْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ تَنْكِصُونَ
آيات من به شما خوانده مىشد و شما به پيشينيانتان « تنكصون » برمىگشتيد . لفظ « نكص » استعمال نمىشود مگر در بازگشت و رجوع از خير و خوبى ، گذشت كه فطرت همه‌ى مردم بر كار خير است ، بر همان فطرت حركت مىكنند و مىروند . خداى تعالى كسى را كه از دين و خير برمىگردد مادامىكه فطرتش قطع نشده به كسى تشبيه مىكند كه از مقصد به عقب و قهقرا برمىگردد ، چون با باقى ماندن فطرتش روى او به مقصدش بود اگر چه از آن خيراتى كه براى او با فطرت يا با