تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
أُولئِكَ
آنان كه ذكرشان گذشت .
الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ
كسانى هستند كه خداوند به آنان نعمت داده البتّه نعمت ولايت ، چه ولايت زمينه‌ساز و شالوده نبوّت و رسالت است و ساير نعمت‌ها نيز با ولايت نعمت مىشوند . چون نعمت حقيقى همان ولايت است و هر چيزى كه به ولايت متّصل باشد خواه به سبب بيعت و لوى و خواه با طلب آن بيعت نعمت مىشود ، آنچه كه به ولايت متّصل نشود اعمّ از نعمت‌هاى صورى دنيوى يا نعمت‌هاى صورى اخروى از قبيل ذوق‌ها و يافته‌ها و علوم و مشاهدات و معاينات صورى بلا و رنج مىشوند مگر اين كه متّصل به ولايت شوند كه آن‌گاه به نعمت بر مىگردند . بنا بر اين اصل و فرع نعمت‌ها همان ولايت است و بس و فرع نعمت‌ها نيز همان ولايت است ، اگر چيزى ذكر شود شما با ولايتى كه داريد اصل و فرع و معدن و منتهاى آن مىشويد . لفظ « اولئك » مبتدا و جمله جواب سؤال مقدّر و خبر آن
« الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ »
است ، يا
« الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ »
صفت
هامش
آن من بالا ، آن او به شيب * زان كه قرب حقّ برداشت از حبيبقرب من بالا ز پستى رفتن است * قرب حقّ از حبس هستى رستن استو باز مولانا درباره‌ى معراج كه جنبه‌ى كماليه دارد مىگويد :در صف معراجيان چون بيستى * چون برافتد بركشاند نيستىنه چو معراج زمينى تا قمر * بلكه چون معراج كلكى تا شكرنه چون معراج بخارى تا سما * بل چون معراج جنينى تا نهى
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 91 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى