و بعضى گفتهاند : از آن جهت ادريس ناميده شده كه دراست و درس او زياد بوده و شايد در لغت آنان ادريس به همين معناى بوده و گرنه اگر عربى باشد كه از درس مشتق شده باشد در آن صورت منصرف مىشود . « 1 »
إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا
كه او شخص بسيار راستگو و پيغمبرى عظيم الشّأن بود و ما او را مقامى بلند و مرتبهاش را رفيع گردانيديم .
بر حسب رتبه او را به مكان بالايى برديم يا بر حسب مكان .
چنانچه وارد شده كه خداى تعالى او را زنده به آسمان چهارم يا ششم بالا برد در حالى كه او زنده بود ، يا روح او در آسمان چهارم قبض شد . « 2 »
هامش
( 1 ) در دايرة المعارف اسلام ( به انگليسى ) آمده است : اسم ادريس به « عزرا » يونانى پيوند دارد و « آندريامى » است كه با حوارى به نام آندرو نسبت داشته يا با آشپز اسكندر همسفر او بوده است ، تصادفا به جاودانگى رسيد ( خيلى پرت گفته است زيرا اسكندر سه قرن قبل از مسيح مىزيست و يك نفر نمىتواند يا با حوارى مسيح باشد و هم با آشپز اسكندر ) صابئين او را با هرمس مربوط مىداشتند و در قصص اسلامى او را در ميان آدم و نوح قرار مىدهند . در بحار الانوار ( جلد 11 صفحه 370 ) داستانهايى از او ذكر شده است ( مترجم مىپندارد كه ادريس همان هرمس باشد كه تعريف شده است ) زيرا آثار هرمسى بيانگر انديشههاى غيبى و الهامى است و ادريس هم صاحب صحفى بوده است .
( 2 ) انس و ابو سعيد خداى ، آسمان چهارم و ابن عبّاس و ضحّاك ، آسمان ششم ، نوشتهاند ( قرآن مترجم خرّمشاهى ص 309 ) امّا همانطور كه در معراج گفته شد و صعود او عروج عاليه بوده است كه تا مرتبهى ششم ( آسمان ششم ) صعود كرده است .
چنان كه سنايى فرمايد :آسمانهاست در ولايت جان * كار فرماى آسمان جهانمولانا گويد :گفت پيغمبر كه معراج مرا * نيست بر معراج يونس اجتبا