در خبر ديگرى آمده است كه سه روز به انتظار آن مرد نشست . « 1 » برخى گفتهاند : اسماعيل فرزند ابراهيم عليه السّلام قبل از ابراهيم مرد ، اين اسماعيل ، اسماعيل بن حزقيل است « 2 » كه خداوند او را به سوى قومش مبعوث گردانيد ، پس او را گرفتند و پوست سر و صورتش را كندند ، پس فرشتهاى آمد و به او گفت : خداى تعالى مرا به سوى تو فرستاده ، هر چه مىخواهى امر كن ، اسماعيل گفت :
من به انبيا يا به حسين بن على عليه السّلام اقتدا مىكنم . « 3 »
وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ
و او فرستادهاى پيامبر بود و خاندانش را به نماز و زكات فرمان مىداد .
در اول سورهى بقره تحقيق صلاة و زكات گذشت ، چون اهتمام و اهميّت دادن به امور كسانى كه تحت اختيار و زير دست كسى است يك امر مهمّ و مرغوب و مطلوب است ، خداى تعالى با ذكر اين خصلت او را شرافت داد و بزرگ نمود ، به جهت شرافت اين خصلت ، پس از آن فرمود :
وَ كانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا
گويا كه گفته باشد : چون اهل و خانوادهاش را امر به نماز و زكات مىكرد نزد پروردگارش مرضىّ و مقبول بود .
هامش
( 1 ) نبى كسى است كه تنها حقايق وحى را در حال خواب مىبينيد ( همانند رؤياى ابراهيم عليه السّلام ) و يا علاوه بر خواب در بيدارى هم صداى فرشتهى وحى را مىشنود . اصول كافى ج 2 ص 86 .
( 2 ) تفسير الصّافى ج 3 ص 285 و تفسير القمى ج 2 ص 51 .
( 3 ) در مورد حضرت اسماعيل عليه السّلام به سوره صافّات آيه 102 مراجعه شود .