گذشت .
وَ نادَيْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ
و ما او را از وادى مقدّس طور ندا كرديم .
« الأيمن » وصف جانب است ، چه مراد از طور بر حسب تأويل سينهاى است كه بر اسلام گشوده شده ، جانب ايمن و راست آن جهتى است كه در پى عقل و غيب مىآيد .
وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا
و به مقام قرب خود براى استماع كلام خويش برگزيديم .
لفظ « نجيّا » حال از فاعل يا مفعول يا از هر دو است ، چه اين لفظ مصدر و وصفى است كه بر مفرد و بيشتر از مفرد اطلاق مىشود ، يعنى با حالت زارى او را به خود نزديك كرديم .
و اين بزرگداشت موسى است ، بزرگ داشت ديگر اين كه :
وَ وَهَبْنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنا أَخاهُ هارُونَ
از رحمت خود به موسى ( براى مشاركت و مساعدت او ) برادرش هارون را داديم تا كمك و يار و ياور او باشد ، نيز دعاى موسى كه مىگفت :
« و اجعل لى وزيرا من أهلى هارون اخى » اجابت گردد .
نَبِيًّا
« 1 » در حالى كه هارون مستقلا نبىّ بود ، يا بالاستقلال نبىّ نبود بلكه مشاركت با نبوّت داشت و سنّ هارون بيشتر از
هامش
( 1 ) نبىّ كسى است كه تنها حقايق وحى را در حال خواب مىبيند ( همانند رؤياى ابراهيم ) و يا علاوه بر خواب در بيدارى هم صداى فرشته وحى را مىشنود . اصول كافى ج 1 ص 133 .