يا أَبَتِ
تكرار ندا و منادى براى مهربانى يا جلب رضايت است چنانچه پيشتر گفته شد ، يعنى اى پدر .
إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ
لفظ « من العلم » حال مقدّم است ، ( بدان كه ) مرا ( از وحى خدا ) علمى آموختند كه تو را آن علم نياموختند و اين كه « قد جاءنى » ( چيزى به من رسيده است ) به كار برده براى اشاره به اين است كه علم او ، علم كسبى تحصيلى نيست ، بلكه از جانب خداست .
اين را ابراهيم گفت تا حجّتى بر دستور پيروى از او باشد و لذا به دنبال آن گفت :
فَاتَّبِعْنِي
با فاء جزا ، يعنى پس پيرو و تابع من باش .
أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا
تو را به راهى هدايت مىكنم كه هر دو طرف آن مساوى است ، يا كنايه از راه مستقيم است .
يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ
« 1 »
الشَّيْطانَ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ
پدر جان ! شيطان را مپرست كه شيطان در برابر خداوند رحمان سركش است ، پدر جان من مىترسم كه از خداى رحمان بر تو عذابى رسد .
علّت اين كه لفظ رحمان به كار برد اين است كه رحمت و
هامش
( 1 ) معناى عبادت و پرستش آن قدر وسيع است كه حتّى گوش دادن به سخن كسى به قصد عمل كردن به آن نيز شامل مىگردد و نيز قانون كسى را به رسميّت شناختن يك نوع عبادت و پرستش او محسوب مىشود . در اين زمينه به سفينة البحار ج 2 ص 115 مراجعه شود .