ترجمه :
( 19 / 50 - 41 )
و در كتاب آسمانى از ابراهيم ياد كن كه صدّيقى پيامبر بود .
آنگاه كه به پدرش گفت : پدر جان چرا چيزى را مىپرستى كه نمىشنود ، نمىبيند و به حال تو سودى ندارد ؟
پدر جان از علم [ وحى ] چيزى به من رسيده است كه به تو نرسيده است ، پس از من پيروى كن تا تو را به راهى راست رهنمايى كنم .
پدر جان شيطان را مپرست ، كه شيطان در برابر خداوند رحمان سركش است .
پدر جان من مىترسم كه عذابى از سوى خداوند رحمان به تو برسد و دوستدار شيطان شوى .
گفت اى ابراهيم آيا از خدايان من روى برمىتابى ؟ اگر دست برندارى سنگسارت مىكنم و روزگارى دراز از من دور شو .
[ ابراهيم ] گفت سلام بر تو ، زودا كه از پروردگارم برايت آمرزش خواهم كه او به من مهربان است .
و از شما و آنچه به جاى خداوند مىپرستيد كناره مىكنم و پروردگارم را مىخوانم ، باشد كه در دعاى پروردگارم سخت دل نباشم .
و چون از ايشان و آنچه به جاى خداوند مىپرستيدند ، كناره گرفت ، به او اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همه را پيامبر گردانديم .
و به آنان از رحمت خويش بخشيديم و براى آنان آوازهى راستين و بلند پديد آورديم .
تفسير
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ
و اى رسول ياد كن در كتاب خود شرح حال ابراهيم ، و در كتاب ابراهيم را : كه ذكر خوبان