مىآورند « 1 » و بين بهشت و جهنّم نگه مىدارند ! به نحوى كه اهل بهشت و جهنّم همه آن را مىبينند ، سپس ندا داده مىشوند كه اشراف كنيد و نگاه كنيد به مرگ ، پس آنان نگاه مىكنند ، سپس مرگ ذبح مىشود .
سپس گفته مىشود : اى اهل بهشت اينجا خلود و جاودانگى است كه هيچ مرگى در آن نيست ، اى اهل آتش به صورت هميشه و جاويدان در آتش خواهيد ماند و هرگز مرگى در اينجا نيست .
بدان كه انسان از همان ابتداى استقرار مادّهاش در رحم در حال خلع و لبس ، در ترك و اخذ ، در بيع و شرا ، در موت و حيات و در نشر و حساب است .
و اين حالت براى او استمرار دارد تا انقضاى حيات دنيا ، پس از انقضاى حيات دنيا اگر از اهل برزخ باشد تا تمام شدن برزخ و رسيدن به اعراف اين حالت استمرار دارد ، بعد از وصول به اعراف و حكم بر اهل آتش به دخول آتش و بر اهل بهشت به دخول بهشت اين حالات تمام مىشود و اين تغيير و تبديل منقضى مىگردد و مرگ منقطع مىشود ، اين است معناى قضاى امر و حتمى شدن امر و ذبح مرگ .
وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ
« 2 » اين جمله حال از
هامش
( 1 ) تفسير جامع جلد 4 ص 205 .
( 2 )بر سيهدل چه سود خواندن وعظ * نرود ميخ آهنين در سنگ