بهترين ( وجه ) در لغت است ، با فتح نون نيز خوانده شده است .
اين لفظ در اصل مصدر است ، در شىء حقير و امر ناچيز استعمال مىشود كه از شأن آن اين است كه فراموش شود .
و در چيزى استعمال مىشود كه بايد به دور انداخته شود و مورد اعتنا قرار نگيرد .
مَنْسِيًّا
توصيف لفظ « نسيا » به « منسيّا » جهت مبالغه است .
فَناداها مِنْ تَحْتِها
( مريم در حال غم و انديشه بود كه او را ندا كرد ) از زير آن درخت ( روح القدس يا فرزندش عيسى ) ، لفظ « من » با كسره و فتحه ميم خوانده شده يعنى از فرودست او ندايى به او گفت : كه نداكننده عيسى يا جبرئيل عليه السّلام بود .
أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا
غم مخور و اندوهناك مباش كه خداوند زير قدمهاى تو چشمه آبى جارى ساخت .
وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ
و آن درخت را تكان بده .
تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا
با ضمّهى تاى فوقانى و تخفيف سين و كسرهى قاف ، « يساقط » با فتح ياى تحتانى و تشديد سين و با فتح ياى و تخفيف سين و با فتح تاى فوقانى و تشديد سين خوانده شده ، يعنى تا رطب تازهاى بر تو فروريزد .