و بعضى گفتهاند : لفظ « إن » نافيه است ، يعنى تو پرهيزكار و متّقى از شرّ نبودى زيرا به چيزى نظر كردى كه جائز نبود به آن بنگرى .
قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ
آن روح متمثّل گفت : من فرستادهى پروردگار توام پس تو از من به خدا پناه مبر .
فعل « اهب » به صورت غايب و « اهبت » به صورت متكلّم آمده است يعنى تا بر تو بخشيد ، يا ببخشم .
لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا
آمدهام تا به امر او تو را فرزندى بخشم بسيار پاكيزه و پاك سيرت فرزند پسرى كه از گناهان و از چيزهايى كه دامن بشر به آنها آلوده مىشود پاك باشد ، يا مقصود فرزند رشدونمودار ، يا مبارك ، يا متنعّم ، يا صالح باشد .
قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ
مريم گفت چگونه مرا پسرى باشد ؟ ! استفهام براى تعجّب و تحيّر از آوردن فرزندست ، بدون اسباب توالد ، كه آن موجب سرزنش و اتّهام است .
وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ
در حالى كه هيچ كس با من نكاح نكرده يا مرا دستى نزده است .