است كه آن ربّ النّوع انسانى است و آن بزرگتر از همهى فرشتگان است .
فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا
و آن روح را به صورت بشر مجسّم ساختيم ، بعضى گفتهاند به صورت جوانى زيبا ، معتدل و خوشاندام در آمد .
قالَتْ
مريم ( كه آن روح مجسّم را در آن صورت نيكو ديد ) بر حسب عادتى كه داشت به هنگام ديدن آن چيز ترسناك به خدا پناه مىبرد به او گفت :
إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا
اگر تو پرهيزگار هستى .
من از تو پناه به خداى رحمان مىبرم كه تو پرهيزكارى كنى ( و با اين حسن و زيبايى خيال زشتى دربارهى من نكنى ) و به پناهجويى من به خدا توجّه دارى و از خدا مىترسى ، من از تو به خدا پناه مىبرم .
بعضى گفتهاند : مردى كه در آنجا مىزيست كه نامش تقى و مشهور به فسق و فجور بود ، مريم چون آن روح متمثّل را ديد و دريافت كه او از نگاه كردن به اجنبى پرهيز نمىكند گمان كرد كه اين همان تقى ، مرد فاسد است .