سخن در آمد و ] گفت : من بندهى خداوندم كه به من كتاب آسمانى داده و مرا پيامبر گردانيده است .
و مرا ، هرجا كه باشم ، مبارك گردانيده و مرا مادام كه زنده باشم به نماز و زكات سفارش فرموده است .
و [ نيز مرا ] در حقّ مادرم نيكوكار گردانده و مرا زورگوى سخت دل نگردانده است .
و بر من در روزى كه زادهام و در روزى كه درگذرم و روزى كه زنده برانگيخته شوم درود باد .
[ آرى ] اين است عيسى بن مريم ، [ اين ] سخن راست و درستى است كه آنان در آن شكّ و شبهه دارند .
سزاوار نيست كه خداوند فرزندى برگيرد ، او منزّه است ، آنگاه كه كارى را مقرّر فرمايد فقط به آن مىگويد موجود شو ، بىدرنگ موجود مىشود .
و خداوند پروردگار من و پروردگار شماست ، پس او را بپرستيد كه اين راه راست است .
تفسير
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها
در اين كتاب از مريم ياد كن روزى كه از اهلش كناره گرفت . « 1 » استعمال كلمهى « انتبذت » از مصدر « انتباذ » اشاره به اين است كه مريم به آن ناحيه رفت و از اهلش دور شد ، گويا كه او را كسى به آن ناحيه انداخت و در نتيجه از اهلش دور شد .
هامش
( 1 ) در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود جبرئيل پيراهن مريم را دميد وقتى پيراهن را در بر كرد حامله شد و تمام مدّت حمل مريم نه ساعت بود خداوند هر ساعت را به جاى ماهى قرار داد .