ترجمه :
( 19 / 36 - 16 )
و از آنان پنهان شد ؛ آنگاه روح خويش [ جبرئيل ] را به سوى او فرستاديم كه به صورت انسانى معتدل به ديدهى او در آمد . [ مريم ]
گفت من از تو اگر پرهيزگار باشى به خداى رحمان پناه مىبرم .
گفت من فقط فرستادهى پروردگارت هستم ، تا به تو پسرى پاكيزه ببخشم .
[ مريم ] گفت چگونه مرا پسرى باشد ، حال آن كه هيچ بشرى به من دست نزده است و من پليد كار نبودهام .
گفت همين است ، پروردگارت فرموده است آن كار بر من آسان است ، تا او را پديدهى شگرفى براى مردم قرار دهيم و رحمتى از ما باشد و كارى انجاميافتنى است .
سپس [ مريم ] به او باردار شد و با او در جايى دور دست كناره گرفت .
آنگاه درد زايمان او را به پناه تنهى درخت خرمايى كشانيد . گفت اى كاش پيش از اين مرده بودم و از ياد رفته بودم و فراموش شده بودم .
پس از فرودست او ، او را ندا داد كه اندوهگين مباش ، پروردگارت از فرودست تو جويبارى روان كرده است .
و تنهى درخت خرما را به سوى خود تكان بده تا بر تو رطب تازهى چيده فروريزد .
پس بخور و بياشام و ديده روشن دار . آنگاه اگر انسانى را ديدى بگو براى خداوند رحمان روزهى [ اى سكوت ] گرفتهام بنا بر اين هرگز امروز با هيچ انسانى سخن نمىگويم .
سپس او [ عيسى ] را برداشت و به نزد قومش آورد ؛ گفتند اى مريم كار شگرفى پيش آوردى .
اى خواهر هارون نه پدرت مردى نابكار ، نه مادرت پليدكار بود .
آنگاه [ مريم ] به او [ نوزاد ] اشاره كرد .
گفتند : چگونه با كودكى كه در گهواره است ، سخن بگوييم .
[ نوزاد به