جز آگاهاندن حقايق رمز چيزى نيست زيرا نظر خداى تعالى و جانشينان خدا در زمين افسانهسرايى نيست .
با اين وصف بايد گفت : مقصود از يأجوج و مأجوج در عالم صغير لشگريان ابليس است كه از جنّ وجود فرزند آدم زاده شده است ولايت ، صاحب ولايت سدّى بين آنان و بنىآدم كه از حورا متولّد گشته كه براى فرزند ديگر آدم آورده شده است قرار مىدهد .
و آنگاه كه ساعت نزديك شود سدّ باز مىشود ، يأجوج و مأجوج خارج مىشوند و تمام صفحهى نفس را مىگيرند ، هر چه در آن بيابند مىبلعند و بنىآدم از صفحهى نفس مىگريزند تا از آنان فرار كنند .
پس تپّه و بلندى و درّهاى باقى نمىماند مگر اينكه يأجوج و مأجوج در آن به سرعت مىروند و مردم نيز به سرعت از آن دور مىشوند .
وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ
و چون وعدهى حقّ نزديك شده ، ( ساعت احتضار و مرگ ) ، يا ظهور قائم عجّل اللّه فرجه و قيامت صغرى ) نزديك شود .
فَإِذا هِيَ
در اين هنگام ، آوردن فا و « اذا » كه براى مفاجات است براى تأكيد اتّصال و چسبيدن جزا به شرط است .