تفسير
وَ زَكَرِيَّا
در عطف و تقدير مانند گذشته است .
إِذْ نادى
پروردگار را ندا داد در حالى كه مىگفت :
رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ
« 1 » بار پروردگارا مرا تنها مگذار ، يعنى بدون فرزند و ذريّه كه وارث مىباشند نگذار » كه تو بهترين بازماندگانى .
از اين دعا اين توهّم حاصل مىشود كه زكريّا با خواستن فرزند با جملهى
« لا تَذَرْنِي فَرْداً »
از خدا و همراهى خدا با خود صرف نظر كرده است .
فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى
خواستش را اجابت كرده و به او يحيى را داديم .
وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ
و همسرش را شايسته پذيرش فرزند قرار داديم با وجود اينكه ، همسر زكريّا به جهت پيرى حيضش قطع شده بود ، قبل از پيرى نيز عقيم و نازا بود .
پس خداوند رحم او را اصلاح نمود و حيض و حمل پديدار
هامش
( 1 ) بر مذاق عارفان و اشارت محقّقان معناى آيه اين است كه خدايا خداوندا ، پرده عصمت از منت باز مگير ، بر ياد كرد و يادداشت خود مىدار و مرا از خود بر مگيرى مشغول مدار .
كشف الاسرار