سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
« 1 » تو منزّهى از هر خطا و اشتباه و اين من بودم كه از ستمكاران بودهام اوّلا از انانيّت خودش تبرّى جست پس از آنكه انانيّت وراى او سبب هلاكت خودش شد ، الوهيّت و رأى را براى خدا اثبات نمود .
سپس خدا را از هر چه كه موجب نقض در رأى و وجود اوست تنزيه كرد ، سپس اعتراف كرد به اينكه نفرين او بر قومش و انانيّت او در مقابل انانيّت خدا ظلم بر قومش و خودش بوده است و چون اين اعتراف از يونس كنايه از درخواست نجات بود خداى تعالى فرمود :
فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ
و آنگاه دعايش را اجابت كرديم او را از شكم ماهى نجات داديم ، يا از غم خطا و غضبناك شدن نجات داديم .
وَ كَذلِكَ
و اين چنين ما نجات مىدهيم ، يعنى نجات دادن از شكم ماهى به سبب تبرّى از انانيّت و استقلال به رأى ، اثبات انانيّت براى خدا و تنزيه او از معرفت بشر و اعتراف به ظلم در اثبات انانيّت و معرفت براى نفس ، اينچنين مؤمنين را نجات مىدهيم .
نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
لفظ « ننجى » با دو نون از باب افعال
هامش
( 1 ) دعايى كه در آن سه چيز باشد دعاى مقرون به اجابت است : 1 - توحيد 2 - تنزيه 3 - اعتراف به گناه و چون دعاى يونس هر سه شرط داشت از حضرت الهيت خطاب آمد كه : دعاى تو را اجابت كرديم . كشف الاسرار