تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
پروردگارش را به غضب آورده بود چون « غاضبنى فلان » به معناى غضبناك كرد مرا و غضبناك كردم او را آمده است . حال او با قومش اين چنين بود ، كه او سىساله بود كه به سوى قومش مبعوث گشت و او سى و سه سال آن مردم را به خدا دعوت كرد امّا چون تندخو بود و جز تنوخاى عابد و روبيل حكيم كسى دعوت او را نپذيرفت . از اين رو غضبناك شد و بر قومش نفرين كرد ، و خداوند بعد از امر به تأنّى و صبر ، وعده‌ى نزول عذاب بر قوم او را داد امّا يونس عليه السّلام قبول نكرد و اصرار بر نفرين نمود و بعد از مشورت با روبيل به قومش خبر نزول عذاب داد و روبيل از او درخواست مىكرد كه به پروردگارش مراجعه كند و دفع عذاب از قومش را بخواهد ولى يونس از مراجعه‌ى به پروردگار خوددارى ورزيد . آنگاه كه موعد عذاب فرا رسيد مردم يونس و تنوخا را از شهرشان اخراج كردند و اسم آن شهر نينوا از توابع موصل بود ، يونس ديد كه عذاب بر آنان نازل نشد به همين جهت به خشم آمد و بر قوم يا پروردگارش خشمگين شد . بنا بر آنچه كه در اخبار وارد شده خداوند او را در يك چشم بر هم زدن به خودش واگذار نمود .
هامش
قدر آسيب روزگار و بلاى دهر بيش بينند ، بر بلاى خويش عاشق‌ترند ! و هر چند زبانه‌ى آتش شمع ايشان تيزتر شود ، دوستان چون پروانه بر فتنه و فناى خويش هر روز عاشق‌ترند . كشف الاسرار
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 409 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى