لفظ « شيئا » در محلّ مصدر يا منصوب به نزع « 1 » خافض است .
وَ لا يَضُرُّكُمْ
پس از آنكه دانسته شد كه آن بتها قادر بر دفع ضرر از خودشان نيستند دانسته شد كه آنها قادر بر دفع ضرر و جلب نفع نسبت به غير خودشان هم نيستند ، چيزى كه نه حرف مىزند ، نه نفع و ضررى مىرساند مستحقّ عبادت نمىتواند باشد .
أُفٍّ
لَكُمْ
پس از آنكه قبح كار بتپرستان معلوم شد به نحوى كه ديگر براى آنان انكار قبح آن ممكن نبود ابراهيم عليه السّلام اظهار انزجار از آنان و از معبودهايشان كرد .
و لفظ « أفّ » را به كار برد كه كلمهى از انزجار است ، و به وسيلهى آن ناراحتى و بىقرارى ظاهر مىشود .
لذا گفت : اف بر شما :
وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ
از آنچه غير خدا مىپرستيد ، آيا شما تعقّل نمىكنيد ؟ !
قالُوا
بعد از عاجز شدن از دليل و برهان چنانچه عادت و رسم اهل هر زمان همين است كه بعد از عجز متوسّل به قتل ، ناسزا و ساير تهديدها مىشوند مانند تكفير و تفسيق .
پس از عاجز شدن از دليل و علم به خطاى خودشان گفتند :
هامش
( 1 ) شرح نزع خافض در مجلّدات پيشين همين تفسير ذكر شد .