آيا كسانى كه كافر شدند نظر نكردند و نديدند كه :
أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما
« 1 » آسمانها و زمين طبيعى منضمّ و مجتمع بودند در وجود واحد جمعى در مقام مشيّت ، سپس در مقام عقول ، سپس در مقام نفوس ، پس در مقام طبع آن دو را جدا كرديم ؟
يا آسمانهاى ارواح و زمينهاى اشباح در مقام مشيّت ، عقول و نفوس يكى بود ما آن دو را جدا كرديم ، يا آسمانها و زمين كه در عالم صغير واقع شدهاند در نطفه و جنينى يكى بودند كه ما آنها را جدا كرديم ، يا آسمانها و زمينها يكى بودند ، نه باران مىداند و نه گياه مىروياندند ، پس آن دو را با باران و گياه جدا كرديم .
بنا بر بعضى از تفسيرها استعمال رؤيت در آيه يا به اين است كه رؤيت به معناى علم قرار داده شود ، يا به ادّعاى اين است كه فرو بستن و گشادن از حدسيّات يا مانند حسيّات است و نديدن آن از جهت عدم التفات و توجّه است .
وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ
« 2 »
كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ
اين جمله عطف بر « فتقنا » است و تقدير آيه چنين است : از آب آسمانها و زمين
هامش
( 1 ) بزرگان دين گفته : آنچه در عقل محال است خداوند بر آن قادر بر كمال است و در قدرت بىاحتيال و در قيامت برگشتن حال و در صفات جاويد متعال است . كشف الاسرار
( 2 )آب دارد صد كرم صد احتشام * كه پليدان را پذيرد و السّلام