را با هر كه خواستيم از شرّ دشمنان نجات داديم و مسرفان ظالم را هلاك گردانيديم اسراف ضدّ قصد و ميانه روى است ، و ميانه روى و قصد عبارت از استعمال اموال ، اعضا ، قوا و مدارك است در چيزى كه شايسته است .
البتّه همان مقدار كه شايسته است ، نه زيادتر از آن و نه كمتر .
پس اسراف به اين معناى اعمّ از خشك دستى و زياده روى است .
گاهى اسراف در مقابل اين دو حالت استعمال مىشود ، چه تبذير و زياده روى ، صرف و استعمال كردن امور فوق است در چيزى كه نبايد در آن استعمال شود .
و خشك دستى كوتاهى در مصرف و استعمال در جايى است كه شايسته مىباشد ، يا كوتاهى در مصرف كردن به مقدار شايسته است و اسراف مصرف كردن آن امور است در چيزى كه شايسته است زيادتر از مقدار لازم و شايسته .
در اينجا معناى اوّل مقصود است ، زيرا كه مقصود از اسراف در اينجا تسليم نشدن و سرباز زدن از انبياست ، امساك در اين است كه مدارك و قوا را در جهت انقياد آنان مصرف كند .
و در اين آيه ترغيب و تشويق به تسليم و انقياد به نبىّ صلّى اللّه عليه و آله
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 315
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣١٥