است ، البتّه اين معصيت منافى با عصمت نيست ، زيرا كه آن به امر خداى تعالى و رضاى او بوده است ، يا به لحاظ اين بوده كه آدم دار توحيد را ترك كرده و به كثرتها توجّه نموده در حالى كه خداوند او را امر بر بقا بر توحيد و عدم التفات بر كثرتها نموده است .
زيرا كه بقا در دار توحيد براى آدم بهتر و اولىتر از التفات به كثرتها بوده است اگر چه نسبت به نظام عالم و ايجاد بنىآدم توجّه به كثرتها اولى مىباشد .
و عصيان و نافرمانى ناميدن ترك اولى به جهت مخالفت آدم با امر اولوى است كه نسبت به حال او اولى بوده است و اين معناى نيز منافى عصمت آدم نبوده و نيست .
و در خبر آمده است : نهى آدم در بهشت بود ، نه در دنيا ، و قبل از آن بود كه نهى به عنوان حجّت باشد نه بعد از آن و آنچه كه منافى عصمت است عبارت از عصيان و گناه در دنيا و بعد از حجّت بودن نهى است .
و در خبر ديگرى است : منافى عصمت گناه كبيره يا صغيره بعد از حجّت بودن است ، نه صغيره قبل از حجّت بودن .
و در خبر ديگرى است : خداوند از نزديك شدن به درخت معيّنى نهى كرد ، شيطان درخت ديگرى كه از جنس همان درخت بود نشانش داد و وسوسه نمود ، عصيان و نافرمانى آدم به اين بود
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 286
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٨٦