يا براى اين است كه مقصود از شقا و بدبختى خستگى در طلب معاش است ، كه وسوسهى شيطان سبب هبوط آدم و حوّا به زمين و احتياج آنها به مأكول و ملبوس و مشروب و مسكن شد و خستگى همهى اينها بر مردان نه بر زنان كه اين معناى را آيه بعد نيز تأييد مىكند كه خداى تعالى مىفرمايد :
إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَ لا تَعْرى وَ أَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَ لا تَضْحى
زيرا براى تو چنين خواستيم تا گرسنه و برهنه نمانى ، و تشنه و آفتاب زده نشوى .
« انّك » با فتحهى همزه خوانده شده تا عطف بر « أن لا تجوع » باشد ، با كسرهى همزه خوانده شده تا عطف بر
« إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ »
باشد و قول خدا :
إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ
استيناف بيانى در مقام تعليل است .
فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ
باز ( با اين همه سفارش ) شيطان وسوسهاى را به آدم القا كرد .
قالَ
گفت :
يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ
آيا ( ميل دارى ) تو را به درخت جاودانگى رهنمون شوم ؟ درختى كه اگر از آن بخورى سبب جاودانگىات مىشود ، اضافهى لفظ « شجرة » به « خلد » به سبب كوچكترين رابطهاى است كه بين آن دو وجود دارد ( به عنوان اضافه استعارى كه جنبه مجازى دارد نه حقيقى ) .