تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
پروردگارتان بر شما فرود آيد ، كه در وعده‌تان با من خلاف كرديد ؟ گفتند : در وعده‌ى تو به اختيار خود خلاف نكرديم ، بلكه از زر و زيور مردم انبوهى به ما داده شد و آن‌ها را [ در آتش ] انداختيم ، و سامرى چنين راهنمايى كرد . و [ چنين بود كه سامرى ] براى آنان پيكر گوساله‌اى ساخت و پرداخت كه بانگى [ همچون بانگ گاو ] داشت ، آنگاه گفتند اين خداى شما و خداى موسى است كه فراموشش كرده بود . آيا اينان نينديشيدند كه [ اين گوساله ] پاسخ سخنى به آنان نمىدهد و زيان و سودى براى آنان ندارد ؟ ! و هارون پيش از آن به آنان گفته بود ، اى قوم من شما با آن امتحان پس مىدهيد ، و پروردگار [ حقيقى ] شما خداوند رحمان است ، از من پيروى كنيد و از دستورات من اطاعت كنيد . گفتند : همچنان در خدمت او [ گوساله ] مىايستيم تا موسى به نزد ما باز گردد . [ موسى آمد و برآشفت و ] گفت : اى هارون چون ديدى كه گمراه شده‌اند . چه چيزى تو را از متابعت من بازداشت ؟ آيا از دستور من سرپيچى كردى ؟ [ هارون ] گفت اى پسر مادرم مرا و سرم را مگير [ و با من درشتى مكن ] من ترسيدم كه بگويى بين بنى اسرائيل تفرقه انداختى و سخن مرا پاس نداشتى . [ سپس رو به سامرى كرد و ] گفت اى سامرى كار و بار تو چيست ؟ [ سامرى ] گفت من چيزى را ديدم كه ديگران آن را نديده بودند ، و مشتى از خاكپاى جبرئيل برگرفتم ، آن را [ در خمير مايه‌ى گوساله ] انداختم و بدين‌سان بود كه نفسم بدى را به من آراسته جلوه داد . گفت : پس برو و براى تو موعدى است كه در آن با تو خلاف نشود و به « خدايت » كه در خدمتش معتكف بودى بنگر كه مىسوزانيمش ،