و جواب خروج از بين قوم را مقدّم انداخت ، زيرا كه شأن نبىّ اهتمام به امر قوم و مراقبت احوال آنانست ، دست برداشتن از آنان و خروج از بينشان خلاف شأن نبوّت نبىّ است ، سرزنش بر اين خروج شديدتر از هر چيز ديگرست .
و از شتاب و عجلهاش جواب داد كه سرعت و تعجيل به جهت شوق به رضايت پروردگارش بوده نه از غم وقوف در بين قومش و هواى نفس ، كه عجله را مورد رضايت پروردگارش مىديد ، اشتياق به رضايت پروردگار مرضىّ پروردگار و مقبول اوست .
در حالى كه دو مطلب اخير يعنى غم وقوف در بين قوم پيروى از هواى نفس مبغوض خداست و مقبول درگاه الهى نمىباشد .
وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى
موسى عليه السّلام گفت :
پروردگارا من عجله كردم تا تو راضى شوى .
آيات 85 الى 98
[ سوره طه ( 20 ) : آيات 85 تا 98 ]
قالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ ( 85 ) فَرَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً قالَ يا قَوْمِ أَ لَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْداً حَسَناً أَ فَطالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ