من روانند ، گويا قرار بر اين بود كه موسى و قومش با هم به ميقات بروند كه موسى پيشى گرفت و هارون را به عنوان جانشين خود بر آنان برگماشت .
پس قوم موسى از همان اوّل از ملحق شدن به موسى تخلّف كردند ، يا معناى آيه اين است : چه چيز باعث شد كه تو در رفتن به سوى ميقات عجله كردى و از قوم خودت جدا شدى و از آنها پيشى گرفتى ، در حالى كه ماندن تو در بين آنان و توجّهت ايشان را از شرّ شيطان حفظ مىكند و آنان را بر دين باقى مىگذارند ، در حالى كه دست برداشتن از آنها اخلال در ايمانشان پيش مىآورد و آنان را فاسد مىسازد .
و بنابراين معناى قول خدا
« هُمْ أُولاءِ عَلى أَثَرِي »
اين است كه آنان بر سنّت من باقى هستند ، گويا بدون اين كه از جانب خدا وقتى براى ميعاد تعيين شود موسى خارج شده ، و منتظر تعيين خدا نماند ، پس خداى تعالى او را سرزنش كرد و شتاب او را در رها كردن قوم در غير وقتش مورد ايراد قرار داد .
پس موسى دربارهى علّت دست برداشتن از قومش جواب داد : كه آنها بر سنّت من باقى هستند يا به دنبال من در حال آمدن هستند ، يعنى از اين كه دستم بر سرشان نيست ، باكى بر آنان نمىباشد به مخصوص كه هارون را جانشين و خليفه قرار دادهايم .