إِنَّما صَنَعُوا كَيْدُ ساحِرٍ
كه آنان با مكر و حيله سحر عمل كردهاند و لفظ « ساحر » بدون الف خوانده شده است .
وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى
« 1 » ساحر و جادوگر هر اندازه هم كه به مقامات عالى برسد رستگار نمىشود .
فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّداً
وقتى موسى عصايش را افكند ، و عصاى موسى تمام ساختههاى آنها را بلعيد ، دور قصر فرعون را گرفت و با دو فكّش قصر فرعون را احاطه نمود ، فرعون و هامان از ترس زرد كردند ، چنانچه ذكر خواهيم كرد ، جادوگران ديدند و فهميدند كه اين مطلب جز امر الهى چيزى نيست . . .
لذا مضطرب شده و پناهنده گشتند و نتوانستند مالك خويشتن باشند و تعادل خود را حفظ نمايند ، گويا كه آنها را كسى به سجده انداخت كه همگى جهت تعظيم خدا و عظمت و بزرگ شمردن آنچه را كه ديدند سجده كردند .
قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى
« 2 » گفتند : ما به پروردگار موسى و هارون ايمان آورديم ( و از فرعون و فرعونيان بيزارى جستيم ) گويا كه از فرط تعجّب و تحيّر ديگر مراعات ادب
هامش
( 1 ) حافظ :سحر با معجزه پهلو نزند دل خوش دار * سامرى كيست كه دست از يد و بيضا ببرد( 2 ) عطّار در مصيبتنامه :ساحران ديده عصايى را امين * گفته آمنّا بربّ العالميناز عصايى ساحر ايمان يافته * پس جهود از گاو كافران يافته